|
|
|
|
|
آقا یا خانم ؟ هرچی که گفتی خود خودتی!
حالا چه مرگته که همچین پیامی برام گذاشتی؟ اگه راست میگی یه آدرس از خودت بذار کثافت |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 13:27 توسط چشم به راه
|
|
||
|
|
|
|
|
ای همه هستی من نامت را چه بگذارم ؟ نفس؟ آب حیات؟ بهانه ی زندگی؟ نمی دانم ! فقط می دانم اگر باشی مرگ را با همه شیرینیش نمی خواهم برای شادی روح خودتون و جیگرم و من جمیعا صلوات |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:41 توسط چشم به راه
|
||
|
|
|
|
|
برام دعا کنید فقط گفت شماره بده. منم گفتم بی خیال! یعنی قهر کرده؟؟؟ خداااااااااااااا...! گوش کن به من. اعصاب ندارم٬ می دونی که...! خدایا یعنی میشه یه روز صبح که وای خدا جونم چه رویایی... یارب دعای خسته دلان مستجاب کن برای شادی روح خودتون و جیگر و من جمیعا صلوات |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 18:11 توسط چشم به راه
|
||
|
|
|
|
|
برای جواب هاتون به پست قبلی از همتون متشکرم. از بی تبار و زن رها تشکر مخصوص دارم برای راهنمایی های قشنگشون در خصوص سوال ۱. اما از خودمون بگم.من نمی دونم این که میگم تو شیراز رایج هست یا فقط تو خانواده ی ما رایج هست. ۱.اول بگم که یه وقت "تخم مرغ نیمرو" رو با "املت" اشتباه نگرفته باشیدا تخم مرغ نیمرو با عسل در واقع یکی از صبحانه های مورد علاقه ی خانواده ی من و خود من هست. حتی جدیدا خلاقیت به خرج دادم تازه این یکی هم خیلی خوشمزه هست:خرما رو تو روغن سرخ کنید و همونطور که در حال سرخ شدنه روش تخم مرغ بریزید تا باهم سرخ بشن.خیلی خوشمزست.امتحانش ضرر نداره. ۲.ما چای رو در فلاسک(یا همون فلاکس خودمون) دم می کنیم.اصفهانی هارو که می دونم همشون تو قوری دم می کنند ولی دوست داشتم بدونم راسته که تهرونی ها هم تو قوری چای دم می کنند؟ به نظر من که تو قوری چای دم کردن کار بی خودیه.دردسرش هم بیشتره. ۳.ما ماست و خرما رو جفت هم می دونیم و اکثرا با هم سر سفره قرار می گیرند.حتی من خودم شب هایی که شامم دیر میشه و میخوام بلافاصله بعدش بخوابم برای اینکه چیز سنگینی نخورده باشم ماست و خرما می خورم.(البته باید توجه داشت که خرما سرشار از آهن هست ولی کلسیم موجود در ماست اجازه ی جذب اون آهن رو نمیده)ولی هر دوش با هم خوشمزست. این آخری رو یکی از دوستام که اصفهان زندگی می کنه مسخره می کنه.منم بهش میگم بهتر از "گوش فیل" و "دوغ" شماست که باهم سرو میشن و هیچ ربطی هم به هم ندارن. توجه دارید؟ تو منوی قهوه خونه های اصفهان اگه نگاه کنید همیشه "دوغ و گوش فیل" رو با هم نوشته و باهم سرو میشه در حالیکه هیچ ربطی به هم ندارن. گوش فیل که می دونید چی هست؟ گوش فیل یک نوع شیرینی هست که خیلی شیرین راستی شما که تخم مرغ با عسل نمی خورید پس یعنی با مربا هم نمی خورید؟فقط با نمک می خورید؟(منم گیر دادما! جدی دوست دارم بدونم)
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:51 توسط چشم به راه
|
||
|
|
|
|
|
بچه ها ۴ تا سوال دارم لطفا هر ۴تارو جواب بدید: 1.اگه یه پسری شکست عشقی خورده باشه و اعتمادش رو به دخترا از دست داده باشه،چطور میشه بهش فهموند که می تونه به من اعتماد کنه؟چطور میشه کاری کنم که باور کنه دوستش دارم و مثل قبلی یا قبلی ها نیستم؟ 2.خوردن تخم مرغ نیمرو با عسل رایجه؟ 3.کدوم یکی رایجتره؟ دم کردن چایی در "قوری" یا در "فلاسک" ؟ ۴.ماست و خرما جفت هم هستن؟ یعنی اکثرا باهم خورده میشن؟ سه تا سوال آخری رو پرسیدم که ببینم خانواده و فامیل های من غیر عادی هستن یا بعضی ها که ادعاشون میشه.بعدا خودم بهتون میگم که ما چجوری هستیم. برای شادی روح من و خودتون جمیعا صلوات |
||
|
+
نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 22:25 توسط چشم به راه
|
||
|
|
|
|
|
این چاقالوها رو دیدین که هر وقت بهشون میرسی میگن:ما هیچی هم نخوریم چاق میشیم٬ما آب هم که می خوریم تو بدنمون میشه چربی٬خوش به حالت که لاغری و ...!!! اگه دیگه از این حرفا زدن بزنید پس کله هاشون فکر می کنید راست میگن که خیلی رعایت می کنند؟ عمرا که راست بگن.کافیه برین با چند تاشون دوست شین تا ببینین که باید حتما یک یا دو ساعتی یه بار یه چیزی کوفت کنن تو خیابون دقت کنید ببینید آدم هایی که در حال خوردن تنقلات هستن اکثرا چه شکلی هستن؟ کاش حداقل تنقلات کم کالری رو کوفت می کردن. میرن همش چیپس و پفک و اینجور آشغالا می خورن.حالا درسته که بعضی ها متابولیسم بدنشون پایین هست ولی بازم اگه رعایت کنند مگه میشه بی نتیجه باشه. نتیجه اخلاقی: ۱.دیگه حرفشون رو باور نکنید. ۲ . بیارینشون پیش خودم تا بیارمشون رو فرم. (مخاطب من اونای هستن که از چاقی می رنجند٬ نه اونایی که دوست دارن چاق باشند) برای شادی روح خودتون و من جمیعا صلوات |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:26 توسط چشم به راه
|
||
|
|
|
|
|
وای یادم نبود که شنبه چه روز مهمی بود.باید در تاریخ ثبت بشه! دیدم شیر تو یخچال در آستانه ی خراب شدنه٬دلم سوخت!گفتم حیفه که بریزمش دور.تصمیم گرفتم تا خراب نشده باهاش ماست درست کنم. خلاصه کاراش رو انجام دادم و گذاشتمش که ببنده. دو سه ساعت بعد رفتم نگاش کردم دیدم هنوز آبکی هست.به خودم گفتم تو هم دلت خوشه ها! عمرا این بشه ماست. آره دیگه! به قول بروبکس شدم "کوکب خانوم" خلاصه بهتون اینو بگم:دیگه ماست"پگاه"٬ "کاله" ٬"اورنگ" ٬"کاکو ماست" و ... اینارو بریزید دور.بیاید از من ماست بخرید.(اصفهانی شدم پ.ن:دلم گرفته.کاش اون شب بیدار شده بودم که جواب بدم.gud nite برای شادی روح خودتون و من جمیعا صلوات |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 19:59 توسط چشم به راه
|
||