تبليغاتX
من با بلوغ عقل در اوج جنون رقصیده ام
فکر کردی کی هستی؟ می رم با یکی که قدرمو بدونه.که بهم احترام بذاره. که ارزش عشق منو درک کنه.که وقتی گذشت می کنم بفهمه.

می رم با یکی که چشماش باز باشه.

هیچ غمی هم به دلم نیست.

شادم از رفتن تو شادم

(دیگه وبلاگ نویسی هم نمی کنم.همش برای تو بود که یکم چشمات باز بشه که نشد.)

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 12:46  توسط چشم به راه  | 

شاید آخرین پستم باشه.

از خدا نخواسته بودم که اونو وارد زندگیم کنه.تو اون سن نه اون رو می خواستم و نه هیچ کس دیگه. زندگیم پرفکت بود.شاد بودم.همه ی عشقم این بود که جمعه ها بریم باغ یا شنا کنیم یا با بچه ها بشینیم پاسور بازی کنیم.برنامه های سینما و کوهنوردی خودم می ریختم  و از پایه های اصلی هر برنامه تفریحی بودم.درست برعکس الان.

 

 

                                     دوستت دارم نازنین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 23:42  توسط چشم به راه 

الهی اگه بهت خیانت کردم خیلی زود ذلیل شدن من رو ببینی و بیای جلوم قهقه بزنی و بگی حالا دلم خنک شد. الهی آمین(دارم گریه می کنم)

بچه ها لطفا برای حل شدن این مسئله صلوات بفرستید و برامون دعا کنید

شاد باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:51  توسط چشم به راه 

دوباره شدم درست مثل پارسال یا سال قبلش یا قبلش.فرقی نداره.مهم اینه که دوباره همون شدم. همون دیوونه ی گیج.

همون که دو سه تا خیابون رو رد می کنه و بعد که به خودش میاد می بینه ربع ساعت پیش باید می رفته تو یه خیابون یا کوچه ی دیگه.

همش تو فکر هستم و وقتی به خودم میام می بینم از شدت خشم دستم رو مشت کردم.کاش حداقل می فهمیدم چی شده و چی به چیه؟

حالم داره از این سردرگمی بهم می خوره.خدو بر این زندگی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:44  توسط چشم به راه 

ای همه هستی من نامت را چه بگذارم ؟

نفس؟ آب حیات؟ بهانه ی زندگی؟

نمی دانم !

فقط می دانم  اگر باشی مرگ را با همه شیرینیش نمی خواهم

برای شادی روح خودتون و جیگرم و من جمیعا صلوات

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:41  توسط چشم به راه 

برام دعا کنید.نمی دونم باز چی شده؟بخدا حرفی نزدم که ناراحت بشه.

فقط گفت شماره بده. منم گفتم بی خیال! یعنی قهر کرده؟؟؟ خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خداااااااااااااا...! گوش کن به من. اعصاب ندارم٬ می دونی که...! اسیرم.آخ آخ آخ

خدایا یعنی میشه یه روز صبح که ببینم که اون کنارم لالاییدهو بعدش با هم 

وای خدا جونم چه رویایی...

یارب دعای خسته دلان مستجاب کن 

برای شادی روح خودتون و جیگر و من جمیعا صلوات

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 18:11  توسط چشم به راه 

برای جواب هاتون به پست قبلی از همتون متشکرم. از بی تبار و زن رها تشکر مخصوص دارم برای راهنمایی های قشنگشون در خصوص سوال ۱.

اما از خودمون بگم.من نمی دونم این که میگم تو شیراز رایج هست یا فقط تو خانواده ی ما رایج هست.

۱.اول بگم که یه وقت "تخم مرغ نیمرو" رو با "املت" اشتباه نگرفته باشیدا.(گفتم شاید قاط زده باشید)

تخم مرغ نیمرو با عسل در واقع یکی از صبحانه های مورد علاقه ی خانواده ی من و خود من هست. حتی جدیدا خلاقیت به خرج دادم  و اون اینکه تخم مرغ رو وقتی که هنوز کامل نپخته توش یه قاشق عسل می ریزم و خیلی خوشمزه میشه.(توجه داشته باشید که عسل خیلی زود می سوزه و نباید زود به تخم مرغ اضافش کنید)

تازه این یکی هم خیلی خوشمزه هست:خرما رو تو روغن سرخ کنید و همونطور که در حال سرخ شدنه روش تخم مرغ بریزید تا باهم سرخ بشن.خیلی خوشمزست.امتحانش ضرر نداره.

۲.ما چای رو در فلاسک(یا همون فلاکس خودمون) دم می کنیم.اصفهانی هارو که می دونم همشون تو قوری دم می کنند ولی دوست داشتم بدونم راسته که تهرونی ها هم تو قوری چای دم می کنند؟ به نظر من که تو قوری چای دم کردن کار بی خودیه.دردسرش هم بیشتره.

۳.ما ماست و خرما رو جفت هم می دونیم و اکثرا با هم سر سفره قرار می گیرند.حتی من خودم شب هایی که شامم دیر میشه و میخوام بلافاصله بعدش بخوابم برای اینکه چیز سنگینی نخورده باشم ماست و خرما می خورم.(البته باید توجه داشت که خرما سرشار از آهن هست ولی کلسیم موجود در ماست اجازه ی جذب اون آهن رو نمیده)ولی هر دوش با هم خوشمزست.

این آخری رو یکی از دوستام که اصفهان زندگی می کنه مسخره می کنه.منم بهش میگم بهتر از "گوش فیل" و "دوغ" شماست که باهم سرو میشن و هیچ ربطی هم به هم ندارن.

توجه دارید؟ تو منوی قهوه خونه های اصفهان اگه نگاه کنید همیشه "دوغ و گوش فیل" رو با هم نوشته و باهم سرو میشه در حالیکه هیچ ربطی به هم ندارن.

گوش فیل که می دونید چی هست؟ گوش فیل یک نوع شیرینی هست که خیلی شیرین و چکنه هست و تصورش کنید که اون با دوغ خورده میشه.وقتی هم از خودشون می پرسی خوب اینا ربطشون به هم چی هست خودشون نمی دونند چی بگن؟(بی تبار بیا جواب بده)

راستی شما که تخم مرغ با عسل نمی خورید پس یعنی با مربا هم نمی خورید؟فقط با نمک می خورید؟(منم گیر دادما! جدی دوست دارم بدونم)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:51  توسط چشم به راه